زنده بودن، سرودن بهانه
هرچه جز با تو بودن بهانه
ذكر نام تو يعني تنفس
عاشقانه سرودن بهانه
خواب يعني تو را خوب ديدن
پلك بستن – گشودن، بهانه
گريه هم مثل باران ضروري است
غصه از دل زدودن بهانه
دم به دم فال حافظ گرفتن
بخت را آزمودن بهانه
شعر دعوي، سرودن دروغين
زندگي عذر، بودن بهانه
یادگاری از قیصر امین پور (روحش شاد)
سلطان ايران و ايرانيان ![]()
بر تمام شما دوستاي گلم مبارك![]()
ايشالا كه آقا يه نظري به ما بندازه![]()
![]()
اين روز پر غرور و به آقا امام زمانم تبريك ميگم ![]()
آقا تولد پدرتون يا بهتر بگم جدتون مبارك ![]()
![]()
باز جوید روزگار وصل خویش
شاید دوباره بشم دختری تنها از جنس شیشه
این اولین قالبی بود که گذاشتم رو وبلاگم دوباره برگشتم رو این می خوام دوباره بنویسم
ولی این دفعه از جدایی منو امید آره میخوام اسمشو بگم منو امید از هم جدا شدیم ولی با شادی وآرزوی موفقیت واسه جفتمون چون امید رفت رفت به یه دنیای دیگه شاید اونجا براش بهتر باشه امیدوارم هر جا هست سالم و سلامت باشه خیلی دوسش دارم ![]()
![]()
دوستت دارم امیدم به امید دیدار دوباره ![]()
راستی کل این وبلاگ و خوند و رفت کلی هم گریه کرد . ![]()
![]()
یه سلللللللللللااااااااااااااااااااااااااام طولانی به همه خوجملا دیدین یه عالمه وقت نبودم
بالاخره پیش میاد دیگه ولی حالا بیشتر میام بابا این درسا هم که ولکن نی
ما کنار مییایم مگه نهههه؟
ببخشید تو رو خدا یه سری از دوست جونام بهم نظر دادن که نتونستم جوابشون و بدم شرمنده
بخدا ولی قول میدم جبران کنم
خب حالا چهخخبرا؟ چه کارا میکنید آقا این پست و بترکونید لاغر مطمئن باشم کسی هم به فکر ما هست ایشالا
ولی خداییش دلم واستون خیلی تنگیده بوداااااااا جیگرااااااااااااااااا
قرفون همتون برم فعلا بابای تا بعد

من به اندازه ندیدن تو بيمارم
و به شوق نگهت شب همه شب بيدارم
ثانيه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم
ديگر از هرچه دروغ است و کلک بيزارم
خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسيد...
خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم
گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند
نکند خوابم و يارب نکند تب دارم؟
گرم صحبت شدم و هيچ نمی دانستم
ساعتی هست که همصحبت اين ديوارم
شرمنده اگه نشد خبرتون کنم هر کاری میکنم نمیشه
خودتون اومدین نظررو بدین تا این کامپیوتر من درست بشه ایشالا
بوس بوس بابای
راستی یاسی جونم من خیلی سعی مردم بیا تو وبلاگت ولی نشد به بزرگیه خودت بیبخش آجی جونم
الهه جونم واسه شما ببخشید که نتونستنم بیام ایشالا بتونم جبران کنم ![]()
![]()
![]()
سلام سلام سلام به همه ي دوست جونام![]()
بيبخشيد كه خيلي آپ كردنم دير شد كامپيوترم مشكل داشت الانم يه كم داره![]()
اول از همه عيدتون مبارررررررركككككككككككك![]()
![]()
صد سال به اين سال ها
نماز روزه هاتون قبول![]()
ايشالا هر چي از خدا ميخوايد خدا خوبشو بهتون بده ![]()
![]()
![]()
الهي آمين![]()
![]()
دوما
حالا دستا بالا بالا بالا بالا به زن كف قشنگروووووووووووووووو
هوووووووووووووراااااااااااااااااا
تفلد تفلد تفلدت مووووووووووووبارك

تفلد كي؟
بابا تفلد وبلاگمه ديگه پس چي
آخي الان 1 سالش شده
چقدر زود يه سال گذشت
از وبلاگم خيلي ممنونم ممنونم چون منو با شما دوستاي گل آشنا كرد
با كسايي كه الان عاشقشونم
با كسايي كه من دردا
و شاديا مو بهشون گفتم ![]()
با كسايي كه اونا دردا و شاديهاشو.ن و به من گفتن
با آميتيس كوچولو خوجمل و مامانش![]()
با الهه جون و آقا آرمين عسيس![]()
با ثمين عسيسم و وب خوجملش![]()
با خانم دكتر ياسي جون كه فسقل خيلي بهش مديونه ![]()
با مينا جون و خواباي گشنگش![]()
با آقا فرزاد و وب عاليش![]()
با ساره خانوم خوجمل كه با اون وب گشنگش واسه من خاطره ميسازه ![]()
وهمه و همه ...![]()
و همه ي دوستاني كه به من دنياي وبلاگ نويسي رو نشون دادن
هم از وبلاگم هم از همه ي دوستام ممنونم ![]()
![]()
![]()
حالا نوبت شمعاست
فووووووووت فووووووووووت

هووووراااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
موبااااااااااااااااااااااااابارك موووووووووووبارك
كادو ها بجنبين كادوهاتون و بيارين
بدو بدو بدو
دوستون دارم بوس باباي
سلام احوالات چه خبرا؟
ببخشید یه چند وقتی نبودم زندگی و پر از مجغله
آها راستی شهادت مولی متقیان رو به همه ی دوستای گلم
تسلیت می گم.

یه شعر قشنگ برای خانوما پیدا کردم
امیدوارم خوشتون بیاد
زمان خلق تو حتی خدا جسارت کرد
و عشق مثل جنونی به زن سرایت کرد
تو را که سبز ترین اتفاق پاییزی
تو را که حضرت ابلیس هم عبادت کرد
نگاه کردم و ای شعر زنده فهمیدم
خدا زمان تراشت چقدر دقت کرد
زمان خلقت دوشیزه ای شبیه شما
اصول فلسفه را مو به مو رعایت کرد
تراش قامت اسلیمی ات چه سحری داشت؟
که گل به منطق زیبایی ات حسادت کرد
تو شعر زنده که نه...یوحنای انجیلی
از آیه های تو باید فقط اطاعت کرد
و از زبان کلیسای «انزلی»باید
به گوش شرق تو را دم به دم تلاوت کرد
ببین که باغ به سودای پونه معتاد است
بیا که خاک به عطرت عجیب عادت کرد
خوفین؟نماز روزه هاتون قبول
وای نمیدونین چگر دلم واستون میتنگه وقتی ۱ -۲ روز نمیام
ای بابا این جومونگم تموم شدنی نیستا
تازه میخواد قسمت بعدیشم دوبله کنن بدن بیرون
حوصله ی آدم سر میره هر قسمتش ۱ ساعت
نمیدونام والا ولی این چند وقته خیلی غر غرو شدم همش میخوام سر یه نفر غر بزنم
خودمم نمیدونم واسه چی
آخه این آق مهندس ما هم نیست خب آدم حوصله اش سر میره دیگه نمیشه خیلی
هم زنگ زد پول تلفن زیاد میاد
اگه پول تماس بین المللی عادی بودا مامان و بابام آسی میشدن ولی حیف
حالا اون میزنگه منم میزنگم ولی زیاد نمیشه دیگه
توروخدا دعا کنین آقا مهندس ما زودتر بیاد دیگه میخوام از دست رئیسش موهامو بکنم
اینقدر نامرده هی ... میفرستتش مأموریت
دعا یادتون نره هاااااااااااااا

چقدر دلم می خواست یه شب منو تو تنها میشدیم
انقدر کوچیک بود دنیا که منو تو توش جا می شدیم
مجنون یه شب جراتشو میداد امانت دست تو
اون وقت ما تا اخر عمر راهی صحرا میشدیم
اگر ما اونجوری بودیم نیاز به قایقی نبود
اروم سوار موجایه بلند دریا میشدیم
همه میگن که اسمون خم شده زیربارعشق
اون چیزی نیست!
ما واسه هم خم میشدیم ....تا میشدیم
اگر یکی دلش نخواد پاییز تموم شه وبره
تا ته دنیا واسه اون شب شب یلدا میشدیم
چقدر دلم می خواست همه حرفامون رو بخونن
مثال عاشقا واسه تموم دنیا میشدیم
چقدر دلم می خواست دیگه من وتو در میون نبود
همدیگرومی بوسیدیم وتا ابد ما میشدیم
تقویم های ما اگر امروز رو خیلی دوست نداشت
چشمامونو می بستیمو فردا سحر پا میشدیم
چقدر دلم می خواست دلت پیشه یکی دیگه نبود
حتی اگه یه مدتی تنهای تنها می شدیم
باشه برو نداشتن حوصله رو بهانه کن
ما هموناییم که پیش ادما رسوا می شدیم
تجربه ی اومدنت یه درده مثله رفتنت
کاش واسه هم معجزه ی روزمبادا می شدیم
بزار اینو اخره سری یدونه ارزو کنم
کاشکه باهم عاشق هم فقط
تورویامیشدیم .........

سلام دوستای گلم
حالتون چطوره؟
ایشالا که همیشه سالم و سلامت باشید
ماه مبارک رمضان و به تک تکتون تبریک میگم ایشالا که هر کی
هر آرزوی خوبی که داره در این ماه برآورده بشه ![]()
بزرگترین دعای من اینه که همه ی مریضا شفا پیدا کنن الهی آمین ![]()
مارو تو این شبا از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید خوشحال میشم ته دلتون ما رو یه
نگاهی هم بندازید خیلی ممنون میشم.![]()
![]()
ایشالا نماز و روزه هاتون قبول باشه .![]()
یا حق
شلولييين؟ خوف هستين؟
بازم رفت ولي كاريش نميشه كرد البته اين دفعه زودتر مياد البته اميدوارم![]()
چند وقت پيشا داشتم با بچه ي دختر خالم بازي ميكردم يهو خودم دلم واسه بچه گيام تنگ شد
گفتم اي كاش دوباره مي تونستيم بچه باشيم اون احساسات بچه گيمون خيلي با ارزش تر از الان واقعا
الان چون همه چي رو مي فهميم زندگي واسمون خيلي سخت شده
ولي اون موقع كي مي دونست پول چيه خونه چيه ماشين چيه اگه نباشه چي ميشه البته الانم غصه شو نميخورم
ولي خب زندگيه ديگه ![]()
اين شعر قشنگه اميدوارم خوشتون بياد![]()

روزگاری در حیاط خانه پیچک داشتیم.
هم درخت سیب و هم گلهای میخک داشتیم.
پیش از این در آسمان آبی مهر و امید
چشم بر پرواز زیبای چکاوک داشتیم
خوب یادم هست ، ما بودیم و یک دنیا صفا
بغض تلخی در زمان کوچ لک لک داشتیم
عصر ها در کوچه های خاکی احساسمان
عالمی با توپ و ماشین و عروسک داشتیم
یاد باد آن روزهای خوب و زیبایی که ما
سکه های مهربانی توی قلک داشتیم
می شد آری زندگی را آن زمان تقسیم کرد
دستهای پر محبت گر چه کوچک داشتیم
روز و شب در خلوت پروانه و گل می گذشت
کی هراس از آهن و سیمان و موشک داشتیم
کم کم آن دستهای سبز و مهربان از یاد رفت
بعد از آن حتی به عشق و عاطفه شک داشتیم
خسته و خاموش و سرگردان وتنها مانده ایم
شور و حال کودکی را کاش اینک داشتیم

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام
شطولين؟ خوفين؟
من كه خيلي خوووووفم![]()
1 روز از شمال اومديم جاتون خالي خيلي خوش گذشت ![]()
... كه سنگ تموم واسم گذاشت خداييش اگه اون تو مسافرتمون نبود شايد خيلي خوش نميگذشت![]()
بيشتر
كارارو خودش كرد اصلا نميذاشت باباي من و باباي خودش دست به سياه و سفيد بزنند
مامانينا هم كه خيلي راحت بودن
هر جا هم ميخواستيم بريم منو اون با هم ميرفتيم اينقدر اين چند وقته كوه و دريا رفتيم ديگه جون ندارم
با اين
كه چند روز بود ولي انگار 2،3 ساعت با هم بوديم خيلي زود ميگذشت حالا خوبي كه داشت اون با ماشينش
اومده بود مامانينا هم با ماشينشون اومده بودن من و ... با هم مامان و باباي اونو منم با هم واي جاتون خيلي ![]()
![]()
خيلي خالي بود ايشالا شما هم يه روز دست كسايي كه دوسشون داريد و بگيريد و با هم بريد مسافرت هاي
خوجمل
. البته من يه چيزم بگم به همه ي دوستا ي گلم من درست اونو دوست دارم ولي ما هيچوقت نميتونيم ![]()
با هم ازدواج كنيم بخاطر دلايلي به همين دليل منو اون به هم قول داديم تا وقتي كه من ازدواج نكردم( چون
اون به هيچ عنوان نميتونه ازدواج كنه) با هم مثل 2 تا دوست يا حالا هر چيز ديگه كه مثل اين 2 تا باشن
باشيم به همين دليل اگر من اين چيزا رو مينويسم يه وقت فكر اينو نكينين .![]()
![]()
آره ديگه ماجراي ما هم از اين قرار بود
وااااااااااااااااي يه جا هم رفتيم كنار رودخونه خيلي جريان آب شديد
بود داشتم ميوفتادم رودخونه اگه آقا مهندس ما نبود الان بايد خرماي ما رو شما مي خوردين .(خدا نكنه)![]()
![]()
خيلي دوستتون دارم عسيساي گلم نظر يادتون نره هاااااااااااااااااا ![]()
![]()
اووووووووووووووووووووووووووه
سلام
خوبين ؟
1 روز ديگه مونده تا برگرده همين امروزم بهش زنگ زدم حالشو بپرسم اينقدر سر و صدا بود نفهميديم چي گفتيم.![]()
گفت به رئيسش زنگ زده اونم گفته واسه تشويقيش 3 روز مرخصي بهش ميده گفتم آخه با 3 روز كه نميشه كاري كرد ![]()
گفت : همينم بايد خداروشكر كنيم حالا قول داده اين 3 روز و بريم شمال ![]()
اگه رفتيم حتما براتون سفرم و مينويسم
خلاصه اين 1 هفته خيلي سخت گذشت اين لحظات آخرم كه انگار جونت داره ميره (اينو خودش بهم گفت)![]()
![]()
جالب اينجاست كه مامانش ميخواد خبر از اون بگيره به من زنگ ميزنه ![]()
آخرشم كه خبرام تموم ميشه ميگه
ساره جون همين تو بدرد پسر من ميخوري چون همه چي رو ميتوني از زير زبونش ميكشي بيرون به ماها كه جواب نميده![]()
![]()
حالا اگه بخوام تمام حرفاي ... به مامانش بگم فكر كنم يه 5 ، 6 روز ديگه ميگه بادا بادا مبارك شه![]()
![]()
يه شب ساعت 4:30 زنگ زدم بهش بنده خدا خواب بود بهش گفتم خوابم نميره بعد به من گفت گوسفند بشمار![]()
حرسم داشت در ميومد گفتم خودت ميدوني واسه چي زنگ زدم ![]()
گفت : چيه فسقل مريضه ؟
ميخواستم دونه دونه موهامو بكنم اينقدر آدم بي احساس![]()
چون ميدونست واسه چي زنگ زدم بعد قطع كردم ![]()
خودش بهم زنگ زد ![]()
گفت ببخشيد و فلان و از اين حرفا هيچي كاري كه بايد مي كرد و كرد و خوابيدم ![]()
نامرد فردا شبش بهم زنگ زد همون ساعتي كه من بهش زنگ زدم اينقدرم خوابم ميومد داشتم ميمردم حالا ![]()
![]()
اونم زنگ زده بود من بايد واسش شعر ميخوندم بيكار![]()
هيچي ديگه چيزي كه عوض داره گله نداره نميدونم والا اين آقاي مهندس ما كي مياد دعا كنين سالم برسه![]()
نظر يادتون نره هااااااا ![]()
دوسسسسسسسسسسسستتون دارم
![]()
![]()
![]()

امروز 1 روز كه رفته يعني بخوام دقيقتر بگم 1 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه تا الان رفته اينقدر رفتنش واسم سخته كه همه چي شو بخاطر ميسپرم .
وقتي ميره زمان خيلي دير مي گذره ولي وقتي هست و باهميم انگار زمان مثل برق و باد مي گذره
وقتي داشت مي رفت دوباره گريه كردم
گفت: واسه چي گريه ميكني مگه دارم ميرم كه ديگه نيام ![]()
يه دفعه پريدم وسط حرفش
گفتم : زبونت و گاز بگير لوس بايد برگردي ![]()
گفت: خب حالا كه بايد برگردم چرا گريه ميكني؟ كاري مي كني كه آدم تمام سفرش خراب بشه و اعصابش داغون ![]()
گفتم آخه سخته بخوام 1 هفته نبينمت يادته دفعه ي قبل چي شد؟
گفت: آره مريض شدي ولي بخاطره دوري از من كه نبود بود؟ بخاطره اين بود كه زير بارون مونده بودي
گفتم : بالاخره كه به خاطر تو مونده بودم ولي حالا اينا مهم نيست نميخوام چيزي رو به رخت بكشم فقط ميخوام زودتر برگردي .![]()
اصلا چرا اين رئيست هميشه مأموريتاي سخت و ميده به تو
گفت: به خاطره اينكه من مجردم ![]()
ديگه چيزي نتونستم بگم فقط بغزم و نگه داشتم تا بره
يادم يه بار كه جلوي مامان و بابا داشتيم با هم حرف مي زديم يه دفعه بابا
گفت: راستي آقا .... تو چرا ازدواج نمي كني؟ ![]()
واي انگار يه نفر قلبم و تكون دادن قلبم داشت كنده ميشد
مثل گچ ديوار شده بودم دست و پام يخ زده بود اون كه دستاي منو تو دستش داشت
يه نگاهي بهم كرد و فهميد چون دستام اينقدر سرد بود كه خودم فهميدم كه فهميده
هيچي نگفت به بابا فقط يه لبخند مليحي زد و سرش و انداخت پايين
همين محجوبيتاش باعث شد كه اينطوري ديوونه بشم ![]()
![]()
مامان امروز ميگفت حالا برميگرده تو اينقدر خودت و اذيت نكن
ولي مامان كه نميدونه مامان تا حالا تو چشماش خيره نشده كه بفهمه من چي ميگم![]()
![]()
يادم يه بار كه تو چشماش خيره شده بودم اصلانم حواسم نبود داره منو ميبينه
يه
دفعه زد زيره خنده واي داشتم از خجالت آب ميشدم مي دونستم واسه چي ميخنده
گفت: تو چشماي من چي هست كه داري ميبيني
به تت پت افتادم گفتم هيچي داشتم فكر ميكردم به تو داشتم نگاه ميكردم وگرنه به چيز ديگه اي داشتم فكر ميكردم![]()
ديگه هيچي نگفت ولي فهميدم كه فهميده اون بيشتر از من با هوشه زود تر همه چيو ميگيره ![]()
يه روز دختر داييم پيشم بود كه بهم زنگ زد
اصولا خيلي زنگ نميزنه چون ميره سر كار بعدشم خستست خودمم بهش گفتم خودم بهش زنگ ميزنم
ولي اون روز مثل اينكه سرش خلوت بوده
بهم زنگ زد دختر دايي من ماجراي منو اونو نميدونست چون اگه ميدونست كل فاميل ميفهميدن بعدم كه آبروريزي ![]()
وقتي زنگ زد يه جوري باهاش حرف زدم كه خودش متوجه شد بد كه خودم بهش زنگ زدم بهم گفت: دختر داييت پيشت بود ؟ خندم گرفت
آخه اون ميدونست كه
دختر داييم خيلي خبر چينه گفتم: آره بعد گفت: از اين به بعد يه آژير به خودم نصب ميكنم اگه دختر داييت اومد خونتون بفهمم بهت زنگ نزنم ![]()
گفتم: باشه آقاي مهندس حتما اين كار و بكن
نميدونم اونايي كه منو از اول همراهي كردن ميدونن من اولش واسه يه نفر مينوشتم هنوزم نوشته هام هست اون يه نفر
همينيه كه دارم الان درباره اش مينويسم
اون مريضيه لعنتي كاري كرد كه چشماش يه كم ضعيف شده ولي خيلي نه![]()
خودش ازعينك متنفر واسه همين
اصلا روزاي اول نميذاشت تا اينكه الان مجبوره بزار
اين روزا تا هر كي بهش ميگه زن بگير ميگه چون عينكيم بهم زن نميدن
منم يه روز برگشتم گفتن آخه ديوونه منم عينكيم كي گفته نميشه با عينك زن گرفت يا شوهر كرد
اصلا باباي خودت عينكيه از بچگي عينكي بوده ولي الان يه زن خوب مثل مامانت داره
من نميگم زن بگير ولي عينك چيز بدي نيست![]()
بعد گفت حالا اگه من عاشق شده باشم مي گي زن نگيرم
واي داشتم ميشكستم قلبم يه دفعه ضربانش زياد شد هيچي نگفتم ![]()
انگار يه نفر دهنم و گرفته بود نميذاشت حرف بزنم ![]()
تا اينكه گفت بابا شوخي كردم![]()
يه دفعه توپيدم بهش گفتم ديگه از اين شوخي هاي مسخره نكنا خوشم نمياد
خودمم نفهميدم واسه چي همچين حرفي بهش زدم
ولي بعدش كلي ناراحت شدم كه همچين حرفيو گفتم![]()
آره وقتي با هم بوديم قدر لحظه هامون و نميدونستيم حالا كه وا سه يه هفته رفته
نميدونم بايد چيكار كنم ![]()
ولي منتظرش ميمونم تا برگرده اينو به خودشم گفتم ![]()
اين آپم كامل درباره خودم بود حتما نظر بزاريد بازم دربارش بهتون ميگم فعلا باباي.![]()
![]()
سلام به دوستاي گلم خوفين؟![]()
واي من كه امروز هم خوبم هم يه كم ناراحت
از دست فسقل فسقل اسم همسترم
امروز آخه يه سالش ميشه منم گفتم واسش تفلد بيگيرم واسه همين ديشب واسش
كيك گرفتم ![]()
ميدونستم كيك خيليييي دوست داره هيچي حالا صبح بيدار شدم
مامانم گفت همه ي كيك ها رو خودش تنهايي خورده
آخه فسقل و صبحا مامانم ميبره تميزش ميكنه
امروزم گذاشته يه ذره كيك بخوره گفت همشو خورده
واي داشتم مي تركيدم
آخه واسه خودشم خوب ني آره اين از اين

حالا چرا خوشحالم امروز صبح دختر داييم اومده بود
واسه تفلد فسقل دعوت كرده بودم آخه اونم همستر داره
اسمش ناس ناس گفتم بياره فسقل باهاش بازي كنه آره اومد ديدم پكر گفتم
چته؟
يه دفعه دهنش و بااااااااااز كرد
آخهيي الهي دندونشو ارتودنسي كرده بود من بدم نيومد
خوووووب بود ولي خودش بدش ميومد راستش يه خوده خندمم گرفت
آخه يه خوده با مزه حرف ميزد واسه همين
ولي به نظر من كه چيز بدي نبود آره ديگه
خوشحالم چون دندوناي بهترين دوستم يعني دختر داييم درست ميشه ايشالا
راستي نظر يادتون نره هااااااااااااااا 

Little girl kisses her mom
Tells her I love you
holds on to her moms hand
when she tells her she loves her
Little girl doesn't have much
She walks with a smile
She's so full of life
But she cries in the night
Just to try to hold on
No one can hear her
She's all alone
This little girl closes her eyes
All that she wants
Is someone to love
Someone to love
Little girl
She's all grown up
Oh she's getting fevers
She's a big star
Oh little girl
Fights with her mom
Can't believe money
Changed who she loved
And she cries in the night
Just to try to hold on
But no one can hear her
She's all alone
This little girl closes her eyes
All that she wants
Is someone to love
Someone to love
She cries in the night
Just to try to hold on
No one can hear her
She's all alone
This little girl closes her eyes
All that she wants
Is someone to love (someone)
Someone to love (someone)
To love someone
Someone
این همین شعری هست که رو وبلاگم امیدوارم خوشتون بیاد از انریکو عزیز![]()
![]()
ميروم در راهي كه شايد برسد به قبرستان غم هايم
كه من ديگر نخواهم غم هايي همچون نگاهم
نگاهم را درون باده اي از عشق شستم
كه ديگر آن نگاه ها نباشد غمناك از رستن
ميروم بار دگر به آن قبرستان غم
كه شايد تمام آرزوهاي مرده ام را فراموش كنم
من ميخواهم كه باشم شاد در اين ظلمت
كه دست اهريمنان غم دور باشد از من
تمام غم هايم را دفن خواهم كرد
كه شايد هر كدام از غم هايم سنگي باشد بر تن من
كه منم دختري از جنس شيشه
كه اگر هر كدام از آن سنگها بر تنم برسد
در تنهايي و ظلمت توان ايستادن ندارم
اين متن از خودم بود اگر قشنگ نيست به بزرگي خودتون ببخشيد يه خوده شبيه شعر شده ولي شعر نيست
يه دفعه يه چيزي گفتم ديگه ![]()

